ای آنکه بجز تو هوایی به سرم نیست

سلام

وقت ِ خوب ِ از تو نوشتن که میرسد من در آغوش  شب میروم تا در هوایت گم شدن..

می روم و می روم لابلای واژه هایی که همه شان به نذز  ِ تو معطّرند!

می روم و می روم تا آنسوی مرزهای دیوانگی!

وفت ِ خوب ِ از تو نوشتن از یاد میبرم تمام  ِ بی تو شکستنها را ،

 بی تو خرد شدنها را ، بی تو  انگشت نمای عام شدن را!

وقت ِ خوب ِ از تو نوشتن دست و دلم نمی لرزد برای مردن ،جان دادن و له شدن در

باور ِ همه آنها که روزی هزار بار طعنه ام میزنند:تابه کِی رسوا به یک خیالی دیوانهء کلام نوش؟!

بی خیال بگذار بگویند،آنها چه میدانند از جادوی چشم خیال انگیز  ِ تو ؟!

چه میدانند وقتی خیال ِ ناز  ِ تو قد میکشد به اندام  ِ شبم،من چه رها میشوم از تکرار  ِ کریه ِ تنهایی!

چه میدانند در تو و در هوایت گم شدن برای من کم از مستی ِ شرابی هزارساله نیست،نیست!

من در تو پیدا میکنم تمام  ِ آنچه که در کودکی ام رویاء بود و در جوانی ام آرزوهای محال!

من در هزارتوی خیال ِ تماشایی ِ تو تا اعماق جنگل ِ سبز ِ بهشت قدم قدم قد میکشم !

با تو بودن حریم  ِ امنیست که هر شباهنگام  ِ تنهایی بر من و حوالی ِبارانی ام دست ِ نوازش میکشد!

من سر به روی شانه های مهربان ِ تو نگریَم؛شبم مگر طی میشود؟(بی تو به سر نمیشود،نمی شود!)

 وقت ِ خوب ِ از تو نوشتن که میشود من به خدا نزدیکتر میشوم ،هی دلم بهانهء باران می کند!

آخر می دانی ؟!

لذت به یاد ِ تو گریستن زیر باران نعمت ِ کوچکی نیست،تمام  ِ وجودم به طواف ِ عشق میرود!

این روزها خسته ام،پایان ِ سال که میشود بیشتر از همیشه دلم برای مادر و نبودنهایش میگیرد!

چینی ِ نازک ِ دلم بارها میشکند،بارها خیسی ِ چشمانم را پنهان میکنم از نامحرم  ِ روزگار!

بارها میشود که گوشه ای سر به زانوی ِ غم کودکی ام را آه میکشم !

قطعه ای از گذشته ام را که کنار  ِ مهربانی مادر و خوبی هایش،افسانه ای ماندگار شده است!

آنروزها تنهایی ناشناخته مانده بود،این روزها ولی انگار جز تنهایی چیزی حوالی ام نیست!

خیال ِ تو اگر نبود که پیش از اینها جایی همین گوشهء تکرار می پوسیدم ،

باز حاشا به کَرَم  ِ عشق که گوشه ای از هفت خوانِ خیال ،مرا به رویایت دچار ساخت!

مهربانم هذیان های امشبم را به دل ِ گرفته ام ببخش،هیچ حالم خوب نیست،نیست!

(هیچ چیز کُشنده تر از این نیست که روز میلاد ِ تو فقیر  ِ نبودنت باشم)!

به خدا اختیار  ِ واژه هایم دست ِ من نیست وقتی دلم هوای ِ از تو نوشتن میکند!

انگار من گوشه ای از این دریای ِ خیال رو به غروب نشسته ام و با بهت تماشا میکنم

 آنچه که دلم با همهءِ سادگیش بر سینهءِ بوم  ِ افق با رنگ ِ اشک میکِشَد!

جای ِ تو اینجا کنار  ِ این تماشا خالیست به خدا،

کاش بودی و تو هم میدیدی که دلم چه بی پروا تمام  ِ بی تو بودن را درد میکشد!

در شهر جنب و جوش ِ پایان ِ زمستان جاریست، میگویند بهار همین نزدیکیست

امّا خوب ِ من بدون ِ تو برای من فصلها همه شبیه هم پیوسته و تکراریست!

بدون ِ تو مگر بهار تماشا دارد؟!

بهار ِ من تویی و با تو بودن ، تویی و از تو گفتن!

 هفت سین ِ امسال هم بی تو صفا ندارد!

ترا به نور سوگند،به آبی ِ آسمان،ترا به مهتاب ِ عشق، به واژه ها سوگند

تا دیر نشده بیـــــا،بی تو اینجا غریبم!

 

پ ن:نمیدونم قبل از عید مینویسم یا نه،اگه نوشتم که هیچ اگر نه وقت تحویل سال

لابلای حوّل حالناها دعا برای ظهور منجی ِ نور از یاد ِ دلاتون نره! یکی اون دورها مسافره!

 

همراه ()
بهانه میلاد تو

سلام

میلاد ِ تو یک روز  ِ خاص بین روزهای تکراری ِ تقویم  ِ روزگار نیست!

هر بار که خورشید پلک می زند و نوربه سیاهی ِ شب میدواند، تو متولد می شوی!

هربار که یک موج ِ تشنه  از دل ِ دریای ِ درد، به وصالِ ساحل ِ آرامش می رسد، تو متولد می شوی

هر بار که چشمان ِ یکی منتظر به جاده های دور به اشک می نشیند، تو متولد می شوی !

هربار که گمشده ای دریاد به یاد ِ گذشته ای شاد، نقش ِ خیال را آه می کشد،تو متولد می شوی

من همان مسافر ِ گم کرده راهم ، همان موج ِ خسته، همان اسیر ِ اندوه،همان همخوابهءِ درد!

ترا آه می کشم و متولد می شوی در همین لحظهءِ مبهوت !

به تماشای خیالت می نشینم و زیر لب آهسته می گویم:

 الهی میلاد ِ عزیز  ِ لحظه هایم جاودانه جاودانه!

 

پ ن : تو با منی در مَنی، خودِ خودِ منی ، ترا به خدا منو از من نگیر!

 

همراه ()
درباره اینجا
اینجا برای من و شبزده های گمنامی که دچار به خیال ِ چشمان ِ یکی در یادند کوچه باغیست امن،لطفا به حرمت تمام ِ دلهای ِ در بند ِ عشق از کپی نوشته ها خودداری شود! با احترام به نظرات و پیشنهادات ِ دوستان نظراتی مورد ِ تایید ِ نویسنده هست که عاری از کنجکاویهای بی سر و ته ِ امروزیست
آخرین مطالب ارسالی
نیاز
بیا از من بگیر کابوس نبودنت را
بند را آب برده ،دیو ِ شب پستوی خانه را هم دَلِه کرده
خط خطی یکی دلتنگ ِ عاشق
نام تو مرا همیشه مست می کند بهتر از شراب
یا غیاث المستغیثین
با حس عجیبی،با حال غریبی دلم تنگتـه
یک عاشقانهءٍ خیس از من ِ به تو دچار تا خود ِخدا
ای آنکه بجز تو هوایی به سرم نیست
دو سه خط تا پایان
به نام ِ تو به یاد ِ تو
صدایم کن صدای ِ تو خوب است
ارغوان ِ دلت همیشه بهار عشق من
خط خطی های خیس
مگر میشود بدون ِ تو گریست و نابود نشد؟
یاد تو اینجاست ؛ همین گوشــــهءِ دلتنگــــــــ
با تو با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم
اعتقاد
درد ِ دل
این منم یک سرد ِ سردرگم
کلید واژه ها
دلتنگ
عاشقانه
دوستت دارم
عشق
جمعه
بی تو
باران
خیال
بیقرار
اندوه
پاییز
خدا
شب بی تو
باران ِ عشق
نیاز
چشمانت
من در هیچستان
انتظار
غمگین
میلاد تو
امام رضا
یلدا
قدر
هفت شهر عشق
خیال تو
حسین(ع)
تاسوعا
ابوالفضل(ع)
جادو
آغاز
اسم قشنگ مادر
هفت سین
مادر
عاشورا
گذشـــته ها
خرداد ٩۱
اردیبهشت ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
شهریور ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
همسایه ها

امکانات

موزیک آنلاین